راديو فردا / وبلاگ ها

چهارشنبه 22 اردیبهشت – 17 سپتامبر

کلیک

 
  • وبلاگ سبز؛ مقابله با زمین سوخته

    وبلاگ های زيست محيطی در يکی دو سال اخير به شکل قابل توجهی در ميان وبلاگ های فارسی گسترش یافته  ،و اکنون به يکی از ژانرهای وبلاگ نويسی در ايران تبديل شده و طرفداران بسياری دارد.

    شمار وبلاگ های فعال اين بخش بيش از ۵۰۰ وبلاگ است.وبلاگ نويسانی که در مورد محيط زيست می نويسند توانسته اند دستکم در دو حوزه تاثير گذار باشند؛اول فرهنگ سازی زيست محيطی و ديگر اطلاع رسانی در مورد بسياری از اقدامات ضد محيط زيستی برخی از مسئولان اعم از مسئولن دولتی،شهرداری ها يا حتی بخش خصوصی.

    بعضی توجه گسترش این وبلاگ ها را واکنشی به برنامه های ضد محیط زیستی مسئولان و پدیدار شدن علنی عوارض چنین اقداماتی عنوان می کنند،و بعضی دیگر محدودیت رسانه های سنتی در مورد انتشار اخبار زیست محیطی را علت آن می دانند.

    اهميت وبلاگ های زيست محيطی بيشتر به خاطر آن است که در رسانه هايی چون راديو و تلويزيون،روزنامه ها و مطبوعات دولتی يا حتی مطبوعات نيمه مستقلی که در ايران منتشر می شوند جايی برای محيط زيست نیست.

    رادیو و تلویزیون دولتی تقریبا تا کنون هیچ برنامه ویژه ای برای فرهنگ سازی زیست محیطی یا حتی انتشار اخبار این بخش نداشته است.عمر انتشار صفحه ای در روزنامه ها با رويکرد زيست محيطی هم در ايران بسيار کوتاه است و از سال های ۸۰ به بعد در برخی از روزنامه ها و از جمله روزنامه همشهری و پس از آن در روزنامه های اعتماد و شرق و اخيرا در روزنامه اعتماد ملی چنين صفحه ای منتشر شده است.

    همين رويکرد در روزنامه ها نيز مستمر نبوده و به نظر می رسد که بيشتر تفننی يا ويترينی است.تعداد خبرنگاران تخصصی محيط زيست هم در کشور اندک شمار است که اخيرا اعلام شد که از  تعداد انگشتان يکدست نيز تجاوز نمی کند.

    در  چنين فضايی است که وبلاگ های زيست محيطی به ارگان محيط زيست در ايران تبديل شده اند و صدای پلنگ ها و درخت های رو به انقراض،صدای جنگل ها و باغ ها،صدها گونه گياهی و جانوری،مناطق حفاظت شده،درياچه ها و رودخانه هایی که بر اثر سیاست های نا همگون توسعه یا برنامه های تبلیغی - سیاسی مدیران دولتی و محلی و سودجوئی ها در حال نابودی است،از اين وبلاگ ها به گوش می رسد.

    حالا اين وبلاگ های زيست محيطی،رفته اند يک وبلاگ خوان خودکار درست کرده اند به اسم: گرين بلاگ .
    گرين بلاگ يا «وبلاگ سبز» در واقع يک يک خبر خوان آنلاين است که در فواصل يک ساعته به طور خودکار آخرين مطالب وبلاگ‌های زيست محيطی را دريافت و به صورت خلاصه نمايش می‌دهد.هرکس هم خواست يکی از مطالب را بيشتر و مفصل تر بخواند،تنها با يک کليک روی مطلب مورد نظر در گرين بلاگ به وبلاگ مورد نظر می رود و پست کامل را در آن جا می خواند.

    مشهورترين وبلاگ نويسان زيست محيطی محمد درويش با وبلاگ مهار بيابان زدايی و مژگان جمشيدی است که در وبلاگ ديده با محيط زيست می نويسد.اما هر يک از ديگر وبلاگ های های زيست محيطی نيز جذابيت خودشان را دارند.
    گرين بلاگ هم يک فهرست از ۱۵۰ وبلاگ زيست محيطی فعال را هم فراهم کرده که خودش می تواند محل مراجعه دوستداران محيط زيست و اطلاع از رويدادها و بحث های محيط زيستی باشد.
    گرين بلاگ را  مهدی اشراقی دانش آموخته جغرافيای طبيعی، مدرس دانشگاه و علاقمند به مسائل محيط زيست با همکاری حر منصوری فعال محيط زيست و نویسنده وبلاگ ديده‌بان ميانکاله در قالب يک فعاليت داوطلبانه راه اندازی و اداره می‌ کنند.

    حتی اگر بحران هايی مثل خشکسالی ، وارونگی و آلودگی هوای تهران و برخی از ديگر شهرهای بزرگ ايران ، يا آنچه در هفته های اخير پديده غبار آلودگی استان های جنوبی و به خصوص در خوزستان هم رخ نمی داد ، وبلاگ های زيست محيطی فارسی جايگاه خود را داشتند اما با اين پديده ها و عوارض زيست محيطی ديگر و از جمله گرم شدن زمین و ده ها عارضع دیگر زیست محیطی که زمین را تهدید می کند، خواندن وبلاگ های زيست محيطی واجب تر شده است.

  • روایت وبلاگ ها از جمع آوری کتاب از نمایشگاه کتاب

    حتما خبر جمع آوری کتاب ها از نمايشگاه کتاب تهران را شنيده ايد.اول خبر جمع آوری ۳۰۰ عنوان کتاب منتشر شد ولی بعد معاون فرهنگی وزير ارشاد اسلامی گفت کتاب های جمع آوری شده به ۳۰۰ عنوان نمی رسد. ولی اين جمع آوری کتاب باز هم ادامه دارد.

    استناد محسن پرویز معاون وزیر ارشاد اسلامی ای بود که در نمایشاه های خارجی هم کتاب را جمع می کنند.مجتبی سمیع نژاد وبلاگ نویسی که خودش دستی در کار کتاب دارد در این مورد می نویسد :هر چیز غلطی که در خارج از مرزهای ایران انجام می‌شود ما هم باید انجام دهیم. این‌جا که می‌شود خوب الگو برداری می کنیم. یادم است در سال گذشته آقای دکتر پرویز که این جمله را گفته‌اند در مصاحبه‌یی در جواب سوالی درباره‌ی جمع‌آوری کتاب‌های فروغ فرخزاد فرموده بودند: مردم کتاب‌های فروغ را دوست ندارند.
    وبلاگ زير خط در پستی با عنوان « نمايشگاه کتاب سانسور شد » می نويسد : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سومين روز نمايشگاه ۳۰۰ عنوان کتاب را که خود مجوز انتشار آنها را داده بود جمع آوری کرد پيش از اين هم اعلام شده بود که کتابهای منفی از کتابخانه های کشور جمع آوری خواهند شد و با اين اقدام مشخص شد که مجريان سانسور در کشور تمام عزم خود را برای ايجاد جوی خالی از آزادی جزم کرده اند.
    اين وبلاگ نويس همچنين نوشته «هشت اثر صادق هدايت و سه اثر صادق چوبک از غرفه های نمايشگاه کتاب تهران جمع آوری شدند.»
    او  روايت کرده که حضور گشت ارشاد در اين مکان واقعا” غافلگيرش کرده است.
    ظاهرا مديران وزارت ارشاد اسلامی آن قدر مشغول جمع آوری کتاب های نویسندگان ايرانی بوده اند که از دستشان در رفته و کتاب حاوی توهين به پيامبر اسلام نيز در نمايشگاه کتاب به فروش رسيده.
    وبلاگ کلبه در اين مورد نوشته که اگر چنين اتفاقی در دوره دولت قبلی می افتاد آن وقت « احتمالا همه کفن پوش روبروی وزارت ارشاد تحصن می کردند و تا وزير را از آن بالا پايين نمی آوردند ول کن ماجرا نبودند و کمترين فشار تهديد به استيضاح و اين حرف ها بود.»

    اين هم  چند روايت از نمايشگاه کتاب تهران :
    روايت ژيلا  اسماعيليان  از چند روز اول نمايشگاه کتاب : نيت خير کافی نيست
    روايت محسن آزرم ؛ يک بعد از ظهر در نمايشگاه کتاب
    سانسور در نمایشگاه سانسور شده کتاب

  • اینجا ایران،روزجهانی مطبوعات

    ديروز ۳ می روز جهانی آزادی مطبوعات بود. اين روز از سال ۱۹۹۳ به نام روز جهانی آزادی مطبوعات خوانده می شود.
    وحيد پور استاد، روزنامه نگار و حقوقدان که چند کتاب هم در مورد حقوق مطبوعات و محاکمه روزنامه ها و روزنامه نگاران پس از توقيف گسترده مطبوعات منتشر کرد در وبلاگش ماده ۱۹  به همين مناسبت در پستی با عنوان «اين جا ايران است،روز جهانی مطبوعات» می نويسد:«در اين روز بايد ياد کرد و گرامی داشت خاطره روزنامه‌نگارانی که در سطح دنيا و به هنگام انجام وظيفه کشته شدند و يا گزارش‌ها و نوشته‌هايشان باعث شد بازداشت و زندانی شوند.»
    اسم وبلاگ پور استاد ، الهامی است از ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر که می گويد:«هر کس حق آزادی عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.»
    اما آيا ماده ۱۹ در ايران يا ساير کشورها اجرا می شود؟
    پور استاد در اين مورد می نويسد ««کميته‌های حمايت از روزنامه‌نگاران کماکان واقعيت‌های غم‌انگيزی را از وضعيت روزنامه‌نگاران در سطح دنيا ثبت می‌کنند،و متأسفانه در اين واقعيت‌های ثبت‌شده، ايران ما بی‌سهم نيست.»
    او در ادامه اضافه کرده که روزنامه‌نگاران ايرانی هرگز بهچنين سهمی افتخار نمی‌کنند:«زيرا هنوز روزنامه‌نگار ايرانی امنيت فکری و شغلی ندارد، نشريه‌اش هميشه در خطر توقيف است و خودش در هراس بازداشت و تازه اگر همه اصول و فروع را رعايت کند و سر به زير برود و بيايد و نگران امنيت و توقيف و بازداشت نباشد بايد با يک دلهره و اضطراب هميشگی دست و پنجه نرم کند که آن امنيت شغلی است؛ البته نه از سوی دولت که خود حديث مکرری بوده و هست بلکه از سوی کارفرماها.»
    بيژن صف سری ديگر روزنامه نگار و وبلاگ نويسی که سابقه سردبيری چند روزنامه و از جمله روزنامه توقيف شده «مناطق آزاد» را دارد،اما در پستی با عنوان « روز جهانی آزادی مطبوعات، اما نه در ايران » نگاهی دارد به تاريخ سانسور در مطبوعات ايران و  نوشته «اين رسم روزگار است که تا قدرتمندی قصد آن کند که بر سينه جامعه بنشيند و بی سوال حکم راند اول بايد خروس کدخدا را سر ببرد. »
    بلاگر روزگار ما در ادامه به تشديد فشارها و افزايش سانسور اشاره می کند و می نويسد که علاوه بر تشديد سانسور و خودسانسوری،در دولت فعلی کار از توقيف و صدور اخطارهای شفاهی و کتبی «به سطح تدوين و ارائه توصيه‌ها به مطبوعات ،درباره اينکه در چه موضوع‌هايی و از چه کسانی مطلب بنويسند، ارتقا پيدا کرده است.»
    وبلاگ تريبون آزاد هم اشاره کرده به برگزاری مراسم روز جهانی آزادی مطبوعات در انجمن صنفی روزنامه نگاران و از غيبت روزنامه نگاران و خبرنگاران خبر داده است.
    ساسان آقايی روزگار روزنامه نگاران را نامناسب توصيف می کند و می نويسد :«کنون ماندن در روزنامه‌های سياسی تاب بالايی می‌خواهد و به چشم خود می‌بينم دوستانی که آهسته آهسته خرد می‌شوند با خودخوری.»
    آرش سيگارچی هم در وبلاگ اش پستی را  اختصاص داده به اين که : چرا نظام جمهوری اسلامی دنبال «آزادی مطبوعات» نيست؟

    با آن که اغلب روزنامه نگاران ايرانی وبلاگ هم می نويسند اما تعداد کمی آز آن ها در مورد روزحهانی آزادی مطبوعات یادداشت نوشته اند.
    وبلاگ بامدادی همين موضوع را مورد توجه قرار داده و می نويسد:عجيب است که توی وب‌لاگستان خيلی‌کم  در اين‌باره نوشته‌اند. شايد اهالی وب‌لاگ شهر از اين همه آزادی مطبوعات در کشورمان دلزده‌ شده‌اند. شايد هم فکر می‌کنند نوشتن يا ننوشتن فرقی نمی‌کند و آزادی را ديگران تعيين می‌کنند. اميدوارم هيچ‌کدام نباشد…
    او می نويسد: خواستم اين روز را به همه خبرنگاران و نويسنده‌گانی که از امنيت و هويت خود مايه می‌گذارند و با وجودی‌که می‌دانند راه رفتن روی اين «ميدان مين» چقدر خطرناک است، هنوز می‌نويسند ،تبريک بگويم.»

    اگر دوست داشتید بیشتر در این باره بخوانید؛

    سایت روز جهانی آزادی مطبوعات

    گزارشی از وضعیت مطبوعات ایران در سال 86

    بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در روز جهانی آزادی مطبوعات

    در دفاع از شرافت قلم؛"روزنامه نگار مستقل" نه زير چتر "دو خرداد" و اكناف

     

     

     

  • مشکلات انتخابات

    محمد علی ابطحی می نویسد:

    « اصلاح طلبان برای رفع ابهام، تقاضای پرینت کامپیوتری آرای ریخته شده در صندوق ها را کرده اند. اگر واقعاً آمار درست است باید آن پرینت ها را بدهند. محرمانه که نیست. آمار رای مردم است و حق یک گروه بزرگ انتخاباتی است که از نتایج آرا اطمینان یابد. اگر هم انتخابات ناسالم بوده است که واقعاً ماها و همه کسانی که نمی توانیم از آرای مردم صیانت کنیم چرا باید مردم را به صحنه بیاوریم.»

  • هشت مارس مبارک

    بسیاری از بلاگرها در مورد روز هشت مارس یعنی روز جهانی زن مطالبی نوشته اند.

    وارش در مورد روز جهانی زن می نویسد :

    «روز جهانی زن، روز تکریم هیچ جنسیتی نیست. بلکه روز اعتراض برای نابرابری جنسیتی است. ۸ مارس بر ما مبارک.»

    نسرین ما را تشویق به دیدن فیلم تجمع زنان در هشت مارس دو سال پیش می کند و می نویسد:

    «در آن روز هم از پلیس کتک خوردم هم از پسری که به خاطر متلک گفتنش باهاش درگیر شدم. خیلی قابل درک بود که او که می دید پلیس با چه الفاظ زشتی با ما صحبت می کند و لت و پارمان می کند به خود اجازه چنین رفتاری بدهد.
    ترانه ای که روی فیلم هست خیلی پرمعناست.: به قانون رسما زنی تو! فقط زن!  بگو نه!
    در این نظام مردسالار ،  زن فقط تن است و باید نه هیچ چیز جز این از او خواست و نه او باید چیزی بیش از نیاز تن از زندگی بخواهد.

    درد باتوم را فراموش کرده ام ولی حقارت زن بودن در جمهوری اسلامی را هرگز ! »

     

  • زندان رفتن یادعلی فاجعه است... کاش زودتر بفهمند

     بلاگری به نام «نوشتن؛ همين و تمام» در مورد حکم دادگاه در مورد یعقوب یاد علی، داستان نویس، می نویسد:

     «زندان رفتن يعقوب يادعلی فاجعه است. فاجعه ای که به راحتی نمی شود از آن گذشت. دادگاه تجديد نظر، به جای تخفيف حکم، ۹ ماه حبس تعليقی را به يک سال حبس تعزيری تبديل کرده است. کاش اتهامات يادعلی را نمی دانستيم و مثلاً فکر می کرديم لابد به دليل آدم کشی يا چک برگشتی به زندانش می برند. داستان نويس را به خاطر استفاده از تخيلش به نشر اکاذيب متهم کردن يا مثلا به خاطر اين که يکی از شخصيت هايش گفته من زنم را می زنم به اهانت به اقوام متهم کردن، از چيزهايی است که تاريخ فراموش نمی کند اما کاش لااقل دادگاه تجديد نظر اين اشتباه بزرگ را پاک می کرد تا آينده کمتر به ما بخندد.»

  • فعالیت هسته ای را با ملی شدن نفت مقایسه نکنید

    برخی از بلاگرها به گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های هسته ای ایران، و  واکنش های ضد و نقیض ایران و غرب در مورد این گزارش، مطالبی نوشته اند.

    «جمهور» درباره اثر تحریم های شورای امنیت علیه ایران و  تبریک محمود احمدی نژاد به مردم ایران در مورد موفقیت در برنامه هسته ای، می نویسد:

    «جدا از اثر روانی تصویب تحریم های بین المللی بر منافع ملی، باید پذیرفت که وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی در دو سال اخیر نه تنها ناشی از سو مدیریت دولت نهم و مجلس هفتم که متاثر از تحریم های بین المللی نیز می باشد.

    ار سوی دیگر مقایسه فعالیت های هسته ای با ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق ، یکی محبوب ترین مردان تاریخ این سرزمین، رفتار و سخنی سخیف و نسنجیده است.

    همچنین مشخص نیست احمدی نژاد چه موفقیتی را به مردم تبریک می گوید. افزایش تورم و نابسامانی اقتصادی ، فشارهای مضاعف بر فعالین سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ، در بند کردن و به شلاق سپردن دانشجویان ، معلمان ، زنان و کارگران و یا جان دادن جوانان این سرزمین در زندان ها.

    از سوی دیگر احمدی نژاد  مدعی شده « دنيا خيلی بزرگ است و اعضای شورای امنيت كوچكتر از آن هستند كه بر آن تسلط داشته باشند» ، البته مطمئنن اگر دنیا را ونزوئلا و کوبا و سوریه فرض کنیم مطمئنن این دتیا برای احمدی نژاد خیلی خیلی بزرگ است.

    اما ملت ایران بزرگ تر و تمدن ساز تر از آن است که خود را محدود به چند کشور دسته چندم و رهبران دیکتاتورش کند و از نقش تاریخی خود درعرضه جهانی چشم پوشی نماید.»

     

  • عمید زنجانی چگونه آمد و چگونه رفت؟

     سميه توحيدلو در مورد برکناری عميد زنجانی رييس دانشگاه تهران نوشته است. بلاگر می گويد:

    « آيت الله عميد زنجانی از رياست دانشگاه تهران برکنار شد، همانند لاريجانی که از دبيری شورای امنيت برکنارشد. عميد زنجانی با تجمع دانشجويان  و شعار «رييس انتصابی  استعفا استعفا» آمد و با برکناری اجباری رفت. داستان عميد زنجانی داستان محافظه کارانی است که نوچه نمی شوند، با همه محافظه کاری برای خود اصولی دارند و تن به خواست های بنیادگرايانه محافظه کاران جديد نمی دهند.»

  • اکثریت قاطع مجلس آینده انتخاب شد

    محمد علی ابطحی در وبلاگ خود ،در مورد رد صلاحیت بسیاری از کاندیداهای اصلاح طلب، برای شرکت در انتخابات مجلس، می نویسد:

    « اکثريت آينده ی مجلس از الان تکليفش روشن است. خيلی جاها البته نمايندگان از قبل انتخابات مردم تکليفش روشن است؛ اينجا هم يکی. ترس خيلی ها از اين است که شورای نگهبان تعداد گسترده ای از افراد عادی را برگرداند و لابلای آن ۱۰،۱۵ نفری از اصلاح طلبانی را که زمينه ی رأی آوردن دارند و از دست هیأت اجرائی در رفته، حذف کنند و کلی هم آمار بدهند که تعداد زيادی برگشتند.

    به همين دليل خيلی ها معتقدند لابی ها بی فايده است. من البته باز هم معتقدم اين ادبيات در دولت فعلی که علاقه مند است بدون مزاحم کارها را رتق و فتق کند، بی معناست. ما بايد هم چنان از ميان ليست ناشناسان افرادی که غير از ليست آنها است انتخاب کنيم و بگوئيم سناريوی شما که حذف همه، غير خودتان هست، شکست خواهد خورد. گرچه خيلی از دوستان ما هم معتقدند وقتی امکان رقابت نيست، نبايد در انتخابات حضور پيدا کنيم و يا فقط در حوزه هايی که امکان رقابت هست فعال شويم. رايزنی ها البته ادامه دارد. »

  • ایران در محاصره برف

    رازنو عکس های زیادی از سرما و برف در خیابان های تهران چاپ کرده و می نویسد:

    «خدا رو شکر که ایران کشور گرمسیری است که تصور کنید اگر با این سیستم کشورداری و شهرداری در سرزمینی سردسیر و با دمای میانگین 25- زندگی می کردیم باید شش ماه سال را هیئت محترم وزیران تعطیل رسمی می کرد.

    با همه ی این احوال ، برف امروز تهران حقیقتا کم سابقه بوده و بطور میانگین بارش برف به سی سانتیمتر در تهران رسیده است و آنچه که اوج این ماجرا است آن است که اعلام شده است که هوای تهران فردا و پس فردا به کمتر از 10- درجه خواهد رسید و این یعنی فردا اکثر ایران یخ خواهد زد و جالب آن است که دومین دارند ی ذخایر گاز دنیا با کمبود شدید گاز مواجه بوده و بسیاری از شهرها و روستاهای ایران گازشان قطع شده و تقریبا اکثر راه ها و جاده های کشور به خاطر شرایط بد جوی بسته و فرودگاه ها تعطیل شده است. تهران در این روزها در سرما و برف عجیبی فرو رفته است ؛ تا جایی که کل تهران در برف سنگین و دمای منهای ده درجه همراه بوده است.»

     

     

  • رضا ولی زاده در بند

    کافه تیتر از دستگیری رضا ولی زاده و نگرانی وی پیش از دستگیر شدن نوشته است:

    « رضا چند روزی بود می گفت دارن به دردسر می ندازنش،اما من و بهنام دستش می نداختیم و می گفتیم بابا جنبه داشته باش،برای چهار تا سگ که با آدم کاری ندارن. امشب قرار بود سه تایی بریم منزل دوستی مهمانی که صبح رضا زنگ زد و گفت کسی از دادسرای کارکنان دولت بهش زنگ زده و آدرس خواسته تا براش احضاریه بفرستن. تا ساعت دو و نیم چند بار بهنام و من باهاش حرف زدیم و کلی لکچر دادیم که چیز مهمی نیست. ساعت سه م نیم بهش زنگ زدم که بگم فردا صبح من و بهنام هم می یایم دادسرا که تلفنش خاموش بود. خونه هم کسی گوشی رو برنداشت.داشتم تو دلم بهش فحش می دادم که چطور نمی فهمه با این خبری که داده نگرانش می شیم که از محل کارش زنگ زدن و گفتن چند تا لباس شخصی اومدن و بردنش. به همه زنگ زدم و اس ام اس فرستادم. شاید برای اینکه خودمو آروم کرده باشم. کاشکی قبل از ناهار بهش اطمینان داده بودم که همراش می ریم دادسرا. کاشکی اسپری آسمش همراش باشه.یعنی اگه صدای سرفه هاشو بشنون اونو بهش می دن؟لعنت به هر چی سگ و .....»

  • اعتراض به راه اندازی سیرک

    بسیاری از بلاگرهای هوادار محیط زیست به راه اندازی سیرک در اکوپارک پردیسان اعتراض کرده اند. فصل سبز در این مورد می نویسد:

     «در حالی كه اكوپارک طبیعت پردیسان به عنوان یكی از پارک‌های آموزشی، پژوهشی و تفرجی سازمان حفاظت محیط زیست قرار بوده به عنوان یكی از مراكز آموزشی مهم مدنظر قرار گیرد، متاسفانه سازمان حفاظت محیط زیست در اقدامی غیر زیست‌ محیطی با راه‌اندازی یک سیرک در این پارک موافقت كرد.

    مطالعات جامع در خصوص اكوپارک طبیعت پردیسان صورت گرفته و قرار بوده است این پارک نمونه‌ای از تنوع‌زیستی و گیاهی دنیا و ایران باشد.

    این در حالی است كه هم اكنون حدود  بیست كانتینر حیوان در ضلع جنوبی پارک طبیعت پردیسان مستقر و قرار است در این محل یک سیرک ایتالیایی با همكاری سازمان حفاظت محیط زیست راه‌اندازی شود.

    این اقدام مسؤولان سازمان محیط زیست اعتراض جمع زیادی از تشكل‌های دوستدار محیط زیست را برانگیخته است به شكلی كه بسیاری از آنها این اقدام سازمان حفاظت محیط زیست را خیانت به وظیفه قانونی این سازمان می‌دانند. جالب ‌تر آنكه مسؤولان این سیرک اعلام كرده‌اند بر اساس توافق انجام شده با سازمان حفاظت محیط زیست، كارمندان این سازمان می‌توانند با ارایه معرفی‌ نامه از تخفیف برخوردار شوند.»

  • مریم حسین خواه دستگیر شد

    وارش در مورد دستگیری مریم حسین خواه ، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان می نویسد

    «مریم حسین خواه بازداشت شد !!!! ظاهرا قرار است چنان مشغول به خود و دوستانمان شویم که فرصت به حقوق دیگران نرسد! حال آنکه ما وقتی از آن دیگران هم می گوییم  و می نویسیم، خودمان نیز در آنهاییم. ما از قله عاج با مردم حرف نمی زنیم! قانون زنان، حقوق نداشته ای که طلب کرده ایم، حقوق خودمان است. فقط گناه از ما نیست که در شمار، بسیاریم!»

  • نامه دلارام علی به رییس قوه قضائیه

    دلارام علی یکی از فعالان حقوق زنان اخیرا در دادگاه تجدید نظر به 10 ضربه شلاق و بیش از دو سال حبس محکوم شد. دلارام علی نامه ای به رییس  قوه قضائیه درمورد اتفاقاتی که منجر به دستگیریش شده نوشته است:

    «رياست محترم قوه قضاییه

     

    اینجانب دل آرام علی 22 خرداد 1385 در تجمع مسالمت آمیز و قانونی در میدان 7 تیر شرکت کرده بودم. قبل از شروع تجمع  و حتی قبل از ایراد یک سخنرانی و خواندن قطع نامه ناگهان مورد حمله و ضرب و شتم عده ای از ماموران نیروی انتظامی قرار گرفتم که منجر به شکستن استخوان دستم شد.

    علیه ضاربان  در دادسرای تهران طرح شکایت کردم، که به رغم ابراز دلايل متعدد متاسفانه قرار منع پیگرد برای ضاربان صادر شد. اما من را به علت شرکت در همان تجمع در دادسرای دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه کردند. در دادگاه بدوی جمعا به دو سال و ده ماه حبس  و ده ضربه شلاق محکوم شدم. »

  • اعتراض 222 روزنامه نگار به اخراج روزنامه نگاران

    در وبلاگ هنوز در مورد اعتراض بیش از دویست نفر از روزنامه نگاران ایرانی در مورد اخراج روزنامه نگاران در ماه های اخیر می خوانیم:

    «متاسفانه باید بپذیریم که امروز اهالی مطبوعات و در راس آنها روزنامه نگاران اصلاح طلب در جهت پیکانی دو وجهی قرار دارند. و آن چه بیش از هر چیز کام را بر روزنامه نگاری تلخ می کند رفتارغیرحرفه ای و غیر صنفی برخي از مدیرانی است که بر مشکلات اجتماعی روزنامه نگاران می افزایند. اخراج خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به بهانه‌های مختلف از جمله اعتراض نسبت به نادیده گرفتن قانون کار از سوی مدیران و اجحاف صنفی به کارکنان تحریریه و يا بهانه‌های سياسی و عقيدتی می تواند بهترین مثال برای این ماجرا باشد.»

    بيانيه جمعی از روزنامه‌نگاران نسبت به نقض حقوق صنفی را اینجا بخوانید.

مطالب دیگر صفحه بعد

تقويم

<May 2008>
MoTuWeThFrSaSu
2829301234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930311
2345678
تمام حقوق مربوط به این وب سایت براساس قانون کپی رایت برای رادیو فردا محفوظ است. تماس با ما: info@radiofarda.com