ديروز ۳ می روز جهانی آزادی مطبوعات بود. اين روز از سال ۱۹۹۳ به نام روز جهانی آزادی مطبوعات خوانده می شود.
وحيد پور استاد، روزنامه نگار و حقوقدان که چند کتاب هم در مورد حقوق مطبوعات و محاکمه روزنامه ها و روزنامه نگاران پس از توقيف گسترده مطبوعات منتشر کرد در وبلاگش ماده ۱۹ به همين مناسبت در پستی با عنوان «اين جا ايران است،روز جهانی مطبوعات» می نويسد:«در اين روز بايد ياد کرد و گرامی داشت خاطره روزنامهنگارانی که در سطح دنيا و به هنگام انجام وظيفه کشته شدند و يا گزارشها و نوشتههايشان باعث شد بازداشت و زندانی شوند.»
اسم وبلاگ پور استاد ، الهامی است از ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر که می گويد:«هر کس حق آزادی عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.»
اما آيا ماده ۱۹ در ايران يا ساير کشورها اجرا می شود؟
پور استاد در اين مورد می نويسد ««کميتههای حمايت از روزنامهنگاران کماکان واقعيتهای غمانگيزی را از وضعيت روزنامهنگاران در سطح دنيا ثبت میکنند،و متأسفانه در اين واقعيتهای ثبتشده، ايران ما بیسهم نيست.»
او در ادامه اضافه کرده که روزنامهنگاران ايرانی هرگز بهچنين سهمی افتخار نمیکنند:«زيرا هنوز روزنامهنگار ايرانی امنيت فکری و شغلی ندارد، نشريهاش هميشه در خطر توقيف است و خودش در هراس بازداشت و تازه اگر همه اصول و فروع را رعايت کند و سر به زير برود و بيايد و نگران امنيت و توقيف و بازداشت نباشد بايد با يک دلهره و اضطراب هميشگی دست و پنجه نرم کند که آن امنيت شغلی است؛ البته نه از سوی دولت که خود حديث مکرری بوده و هست بلکه از سوی کارفرماها.»
بيژن صف سری ديگر روزنامه نگار و وبلاگ نويسی که سابقه سردبيری چند روزنامه و از جمله روزنامه توقيف شده «مناطق آزاد» را دارد،اما در پستی با عنوان « روز جهانی آزادی مطبوعات، اما نه در ايران » نگاهی دارد به تاريخ سانسور در مطبوعات ايران و نوشته «اين رسم روزگار است که تا قدرتمندی قصد آن کند که بر سينه جامعه بنشيند و بی سوال حکم راند اول بايد خروس کدخدا را سر ببرد. »
بلاگر روزگار ما در ادامه به تشديد فشارها و افزايش سانسور اشاره می کند و می نويسد که علاوه بر تشديد سانسور و خودسانسوری،در دولت فعلی کار از توقيف و صدور اخطارهای شفاهی و کتبی «به سطح تدوين و ارائه توصيهها به مطبوعات ،درباره اينکه در چه موضوعهايی و از چه کسانی مطلب بنويسند، ارتقا پيدا کرده است.»
وبلاگ تريبون آزاد هم اشاره کرده به برگزاری مراسم روز جهانی آزادی مطبوعات در انجمن صنفی روزنامه نگاران و از غيبت روزنامه نگاران و خبرنگاران خبر داده است.
ساسان آقايی روزگار روزنامه نگاران را نامناسب توصيف می کند و می نويسد :«کنون ماندن در روزنامههای سياسی تاب بالايی میخواهد و به چشم خود میبينم دوستانی که آهسته آهسته خرد میشوند با خودخوری.»
آرش سيگارچی هم در وبلاگ اش پستی را اختصاص داده به اين که : چرا نظام جمهوری اسلامی دنبال «آزادی مطبوعات» نيست؟
با آن که اغلب روزنامه نگاران ايرانی وبلاگ هم می نويسند اما تعداد کمی آز آن ها در مورد روزحهانی آزادی مطبوعات یادداشت نوشته اند.
وبلاگ بامدادی همين موضوع را مورد توجه قرار داده و می نويسد:عجيب است که توی وبلاگستان خيلیکم در اينباره نوشتهاند. شايد اهالی وبلاگ شهر از اين همه آزادی مطبوعات در کشورمان دلزده شدهاند. شايد هم فکر میکنند نوشتن يا ننوشتن فرقی نمیکند و آزادی را ديگران تعيين میکنند. اميدوارم هيچکدام نباشد…
او می نويسد: خواستم اين روز را به همه خبرنگاران و نويسندهگانی که از امنيت و هويت خود مايه میگذارند و با وجودیکه میدانند راه رفتن روی اين «ميدان مين» چقدر خطرناک است، هنوز مینويسند ،تبريک بگويم.»
اگر دوست داشتید بیشتر در این باره بخوانید؛
سایت روز جهانی آزادی مطبوعات
گزارشی از وضعیت مطبوعات ایران در سال 86
بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در روز جهانی آزادی مطبوعات
در دفاع از شرافت قلم؛"روزنامه نگار مستقل" نه زير چتر "دو خرداد" و اكناف