اعدام صدام حسین در وبلاگ های ایرانی و عراقی بازتاب گسترد ه ای داشته است. به مطالب چند وبلاگ ایرانی و عراقی نظری می افکنیم.
حاجی کنیگزتون می نویسد: « درباره حکم صدام خوشحال است ولی امیدی به بهبودی اوضاع عراق ندارد. وی می گوید: صدام بالاخره فهمید قربانی های حکومتش در آخرین لحظه های زندگی چه حسی داشتند و من ایرانی، مثل شیعیان عراق، از مرگش خوشحالم ولی همه می دونن اوضاع عراق فعلا درست بشو نیست.» وی می افزاید : «در واقع نحوه محاکمه و اعدام صدام می تونه تخم کینه بیشتری بین شیعیان و سنی ها از یه طرف و مسلمونها و غرب از طرف دیگه بکاره.»
اعدام صدام، رهایی از تحقیر : علی اصغر سید آبادی نگاهی دیگری به اعدام صدام دارد و از خبر مرگ وی خوشحال نشده است. وبلاگ نویس می نویسد : نه ، اعدام صدام خوشحالم نمی کند ، با این که او را از جنایت کاران بزرگی می دانم که بخشی از جنایت هایش را به چشم خود دیده ام . من دوست داشتم صدام می ماند ، اما در فلاکت . کشتن صدام زنده کردن اوست ، رها کردنش از حقارتی مدام . بیش از هر چیزی دیکتاتور ها را حقارت رنج می دهد و من بیش تر دوست داشتم او را تحقیر شده ببینم ، در همان قفسی که به دادگاه آورده بودندش. و دوست داشتم می گذاشتند او خاطراتش را بنویسد ، روایت شخصی اش را از فاجعه هایی که آفرید.
زخم های کهنه: آشپزباشی هم می گوید که چندان احساس خوشحالی نمی کند و به یاد زخم های کهنه افتاده است. آشپزباشی می افزاید که برای همهی ما تصاوير مراسم اعدام صدام حسين، يادآور خاطرات دردناکیست. به گفته وی «زخمهای کهنه سر باز میکنند. با اينکه میگويند عدالت در مورد مسبب اين خاطرات دردناک اجرا شده اما با اين همه احساس خوشحالی ندارم. اگرچه انتخاب ها محدود بود و هر کدام مشکلات خودش را داشت اما با توجه به خصوصيات شخصيتی اين آدم، درست همانی به او عرضه شد که در شرايط فعلی شايد آرزويش را داشت. چنين آدمی را بايد مجال میدادند که با فجايعی که آفريد، و با قربانيانش زندگی کند.»
صدام مدت ها پیش مرده بود : مریم شیبانی در روزمرگی ها می نویسد:« صدام مدت ها پیش مرده بود اگرچه فریاد او در اولین جلسه دادگاه که خود را رییس جمهور قانونی عراق می نامید هنوز در گوش ها طنین انداز است. امروز اما صدام خود مرگ را تجربه کرد. رهاوردی که سال های سال برای عراقیان ناراضی ارزانی داشته بود. در عراق امروز دیگر صدام وجود خارجی ندارد. اما عراقیان فردای بعد از صدام را چگونه خواهد گذراند؟ جامعه عراق امروز آماده پوست اندازی است اما دریغ که رسوخ تعصب و خشونت در فرهنگ مردمان این بخش از خاورمیانه، حکایت این روزهای عراق را غم انگیز تصویر می کند.»
مرگ یک دیکتاتور چاره ساز نیست : روزبه میرابراهیمی می گوید: « صدام هم مرد. او عاشق قهرمان بودن بود. به خیال قهرمان مرد اما صدام به تاریخ و صفخات سیاهش پیوست. هر چقدر سعی می کنم از مرگش خوشحال باشم نمی توانم. آخر مرگ یک دیکتاتور که چاره کار نیست. صدام هم مرد و اما دیکتاتوری همچنان پا بر جاست.»
درسی برای دیگر دیکتاتورها : الپر چند سوال می پرسد : « آیا مرگ او درس عبرت بقیه دیکتاتورها خواهد شد؟
آیا خود او فکر می کرد که روزی مرگ با ذلت او را مقهور خود خواهد کرد؟
آیا تا به حال هیچ دیکتاتوری به این فضاحت جلوی چشم ملت خود به سزای اعمالش رسیده است؟
خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگان امروز چه حالی دارند؟
مردم عراق امروز چه در سر می پرورند؟
چگونه خواهد بود رفتار افکار عمومی چهان با مرگ کسی که مخالف ترین ها با مسئله اعدام هم با اعدام او یکی مخالف نبودند؟
آیا دوره دیکتاتوری های وحشت تمام شده است؟»
وبلاگرهای عراقی چه می گویند
ریوربند می پرسد: «چه کسی از اعدام صدام بیشترین سود را می برد؟ وی پاسخ می دهد: ایران طبیعتا لی دیگر چه کسی. وبلاگ نویس می گوید اعدام صدام حسین می تواند آخرین ضربه به عراق باشد. وبلاگ نویس معتقد است که در حال حاضر صدام حسین سنبل تمامی قبایل سنی در عراق است. او محاکمه صدام را تولید هالیوودی با بودجه پایین دانسته است.»
حمورابی نظری کاملا متفاوت در مورد اعدام صدام حسین دارد. وی می گوید که صدام حسین به سزای اعمال خود رسید و عراق وارد دوره ای جدیدی خواهد شد که در آن وحشت و ترس حاکم نیستند.
ایشتر می گوید: « عراقی ها در انتظار روزهای بدتری هستند چرا که حتی شیعیان می دانند با مرگ صدام آخرین امید برای آشتی ملی از بین رفت.»